تمامی خواست ها و اقدامات و امیال بشری،جهت ارضای سائق های خویشتن است.که برخواسته از عقل و طبیعت آدمی اند.برنامه ای که همواره ادیان ارائه کرده اند، مسیر ثابتی را برای نوع بشر ترسیم می کند،که از دیدگاه عاملان دین این برنامه جهان شمول است.اما نکته ای که از دید بسیاری پنهان مانده است این است که ؛ارائه ی هرنوع برنامه جهان شمولی اعم از دینی و غیر دینی برای نوع انسان،سبب ازبین رفتن (فردیت)او می شود.فردیتی که غالبا از منظر دینی به نفس تعبیر می شود.که یقینا چنین نیست.و تجربه گرایی و ،قدرت آزمون و خطا،تعقل و ارائه ی آزاد را از فرد سلب می کند.یا دست کم در قالب همان برنامه پیش می برد.به زعم من، هر گاه نتوانی خویشتن را با تمامی ابعاد وجودی، خواست ها و چنان که شایسته است پرورش دهی، و قدرت تعقل را تا آن مرتبه ای فروکاهی که ناتوان ازتعیین هرگونه معیار اخلاقی برای خود باشی، موجود درمانده ای بیش نیستی که همواره چون نابینایان نیاز به دست گیری و کور سوی امیدی از جانب هرنوع خواست و منشای داری که خود را برتر می پندارد.ضمن اینکه باید توجه داشت سرکشی و طغیان آدمی جز برای پرورش عقلانی خویشتن سبب نابودی و انحطاط او خواهد شد.